جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی
Main image
۱۶م مهر
۱۳۸۹
ارسال شده توسط شکوه

یک چیزی بود میان نگاه تو و خیره‌گی پنج دقیقه‌ای نگاه من!

یک چیزی بود میان رنگِ نارنگِ عکس تو و وارفته‌گی چهل دقیقه‌ای اندام من!

یک چیزی بود میان قامت تو و گردن‌دردهای ۶۰ دقیقه‌ای من!

یک چیزی بود میان آن لبخند پنهان تو و لرزش‌های ۸۰ دقیقه‌ای لب‌های من!

یک چیزی بود میان دست‌خط تو و سردرگمی ۱۲۰ دقیقه‌ای چشم‌های من!

یک چیزی بود که نمی‌دانم چه بود! حتی نمی‌دانم آن کلمه «چیز» که به ذهنم آمد چه بود!

در «دهخدا» دنبال «چیز» گشتم، گفت «پدیده» است، «تعبیر عام» است. این «چیز»، «پدیده»، «تعبیر عام» چه بود که نمی‌دانم؟ به جز آن «چیز» که نمی‌دانم چه بود، تو چه نقشی داری؟ «چیز»ای؟ «پدیده‌»ای؟ یا «تعبیر عام»ای؟ من چه کاره‌ام؟ «چیز»ام؟ «پدیده»ام؟ یا «تعبیر عام»ام؟ به این نوشته‌ چه باید بگویم؟ «چیز» است؟ «پدیده» است؟ یا «تعبیر عام» است؟

اما یک چیزی هست؛ یک پدیده‌ای، تعبیر عامی!

۵ دیدگاه

  1. negin
    ۱۷/۰۷/۱۳۸۹

    like!

  2. شوید
    ۱۷/۰۷/۱۳۸۹

    سلام. نمی دونستم چنین جایی وجود داره. نوشته هاتو دوست داشتم

  3. ۱۷/۰۷/۱۳۸۹

    شوید!؟ این همه اسم به این قشنگی :)

  4. ۰۹/۰۸/۱۳۸۹

    سلام.و صد سلام
    ذوق زده مون کردی دلبند.

  5. اذر
    ۰۱/۱۱/۱۳۸۹

    نمی دونم چرا انقد دوست دارم این متنو
    می دونی تا حالا چقد مرور کردمش خیلییییییی

Leave a Reply