چند وقتیه که این اداره اوقاف لعنتی کرج احتمالا برای پرکردن جیب بعضی از کارمندها و پیمانکارای دور و برش، شروع کرده به زیر و رو کردن قبرهای اطراف امامزاده طاهر مهرشهر که به خیال خودش یکسان سازی کرده باشه و نمایی به اطراف حرم داده باشه. از زشتی سنگهایی که دارن استفاده میکنن و از قطع کردن درختها و درختچهها که بگذریم، سنگ قبرهای قبلی رو برداشتن و به سلیقه خودشون سنگهایی رو گذاشتن که نه ردیف و قطعه روش معلومه و نه تاریخها روش حک شده!
توی این مدت هر وقت رفتیم اونجا دیدن پدرم، از دیدن این صحنه وحشت کردیم و خدا خدا کردیم که هرچه دیرتر به سنگ قبر بابا برسن! مامان توی این یه هفته هر روز رفته پیش بابا که هر موقع نوبت اون شد از مثلا مهندسشون بخواد که برای بابا سنگ خودش رو دوباره بذارن؛ آخه الآن چند ساله دیدن بابا براش شده زل زدن به همون سنگ. ما هم مثل مامان عادت کردیم، الآن اون سنگ شده رابط ما و بابا. نمیدونم برای اداره اوقاف چه فرقی میکنه که سنگ سفید روی قبر مُردهی مَردُم باشه یا سیاه!
اینکه تو بندِ یکم نوشته گفتم برای پر کردن جیب خودشونه بیراه نگفتم، این رو به شهادت شیوا(خواهر دوقلوی خودم) نوشتم که معماره و چند ماهی رو توی سال قبل برای اداره اوقاف و بازسازی اماکن متبرکه، طراحی کرده که البته به خاطر همون بخور بخورها آخرتش رو به دنیاش نفروخته و رهاش کرده.
خلاصه اینجوریاس باباجون! امروز روز پدره و ما نگرانیم که نکنه محل ملاقات همیشگیمون رو با تو، یه عده آدمی که نمیدونیم از کجا اومدن و چه مرگشونه، عوض کنن و ما هم کاری از دستمون برنیاد. ما نگران مامانیم که نکنه قلبش بشکنه و فکر کنه یه بار دیگه از عزیزش دورتر شده.
دوسِت داریم بابا. روزت مبارک.
خیلی حالم گرفته شد
درک می کنم کاملاً احساست رو شکوه …
خدا پدرت رو رحمت کنه …
سلام دایی جان
امسال از سر خوش شانسی من دو بار به وبلاگت سر زدم و هر دو دفعه دیدم داری از پدر میگی . و من مبهوت و منگ برای چندین دقیقه توی خودم و خاطراتم غرق شدم و شرمنده ، شاید اگه یه نفر باشه که بفهمه چی میگی اون من باشم ، اما افسوس که جز صبر کار دیگه ای نمیشه کرد. یادت باشه که یاد پدرها همیشه برای فرزنداشون زنده است ، مخصوصاً وقتی که تلاش و فداکاریشون رو بچه ها به چشم دیده باشن. روحش شاد و یادش گرامی باد.
دوست عزیز ۴ سال دانشگاه در کنار هم درس خواندیم هیچ از حال هم خبردار نبودیم از اینکه هم شهری هستیم و هر دو در کرج سکونت داریم
از اینکه تو خواهر دو قلویی داشته ای و …
از این روز نوشتت متاثر شدم چه شد قلب زیبای مادرت را می گویم
اداره اوقاف بدون توجه آن را شکست یا جلویش را گرفتید
شکست ندا جان!